
ترانه عشق
نزدیك به چند ماه مىگذرد كه در آتشى سوزان مىسوزم. كمتر شبى بهیاد دارم كه بدون آب دیده بهخواب رفته باشم و آههاى
آتشین قلب و روح مرا خاكستر نكرده باشد!
خدایا نمىدانم تا كى باید بسوزم؟ تا چند رنج ببرم؟ در همه حال، همه جا و همیشه تو شاهد بودهاى. عشقى پاك داشتم و آن را به
پرستش ذات مقدس تو ارتباط مىدادم، ولى عاقبتش به آتشى سوزان مبدل شد كه وجودم را خاكستر كرد. احساس مىكنم تا ابد
خواهم سوخت. شمعى سوزان خواهم بود كه از سوزش من شاید بشریت لذت خواهد برد!
خدایا، از تو صبر مىخواهم و به سوى تو مىآیم. خدایا تو كمكم كن
نزدیك به چند ماه مىگذرد كه در آتشى سوزان مىسوزم. كمتر شبى بهیاد دارم كه بدون آب دیده بهخواب رفته باشم و آههاى
آتشین قلب و روح مرا خاكستر نكرده باشد!
خدایا نمىدانم تا كى باید بسوزم؟ تا چند رنج ببرم؟ در همه حال، همه جا و همیشه تو شاهد بودهاى. عشقى پاك داشتم و آن را به
پرستش ذات مقدس تو ارتباط مىدادم، ولى عاقبتش به آتشى سوزان مبدل شد كه وجودم را خاكستر كرد. احساس مىكنم تا ابد
خواهم سوخت. شمعى سوزان خواهم بود كه از سوزش من شاید بشریت لذت خواهد برد!
خدایا، از تو صبر مىخواهم و به سوى تو مىآیم. خدایا تو كمكم كن
من با شاخه گلي به خريداري يك دل امده ام
من به تو مي بخشم همه خويشتن را
كاش كه صاحب دنيا بودم
تا به تو هديه مي دادم امروز
امروز كه روزيست ز تو














هنوز برام همونی همون نفس تو سینم
بگو تو بهترینی یا من عاشقترینم
یه طنین آشنا عطر دلربا دوباره چشمایی به رنگ کهربا
تو از تپش های دل بی پناه باز تو باز من بازم اون نگاه
هنوز برام همونی همون نفس تو سینم
بگو تو بهترینی یا من عاشقترینم
نبودی ببینی دلی که میگفتی سنگ شده
حتی واسه بهونه گرفتنم تنگ شده
منی که میگفتم بی تو شبم پر ستارست
پس چرا دلم پی یه فرصت دوبارست
وقتی عطرت تو هوامه نفسات تو لحظه هامه 
چی جوری آروم بگیرم...
وقتی هیشکی تو نمیشه تو نگات عشقه همیشه 
چرا تو حسرت بمیرم...
هنوز برام همونی همون نفس تو سینم
بگو تو بهترینی یا من عاشقترینم
عزیزتر از عزیزم
نامت را
در دفترم ماندگارترین کردم
پس
صاحب صدای مخملی
قلبم را نشکن
که صدایت
امید زندگی من هست!














زمانی که مرا نفهمیده به دنیا آوردند گفتند همه را دوست بدار و
حالا که
دیوانه وار دوستش میدارم میگویند فراموشش کن
چه مغرورانه اشک ریختم چه مغرورانه سکوت کردیم چه مغرورانه
التماس کردیم چه مغرورانه از هم گریختیم ...غرور هدیه شیطان بود و
عشق هدیه ی خدا هدیه ی شیطان را به هم تقدیم کردیم
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو
با همه ی خاطره ها دفن شوم...
درچشمان تو خانه کردم پلک نزن خانه خرابم می کنی
هیچ وقت آرزو نکن جای کس دیگه ای باشی چون جات تو دنیا خیلی
خالی میمونه
بدترین شکل دلتنگی اینه که در کنار او باشی و بدانی هرگز به او نمیرسی
گریه کردم تا بدونی زندگی بی غم نمیشه اگه دستامو بگیری از غرورت
کم نمیشه
من در این خلوت خاموش سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم میشکنم
هیچگاه امید کسی را نا امید نکن شاید این تنها دارایی او باشد














ديشب من در بند کور دلان عشق ستيز بودم به گناه عاشق بودن چون عشقم را در پستوي خانه نهان نکردمچون راز دلم در چشمانم پيدا بود مرا به گناه نشستن نزد زيبايي دستبند زدن گفتند که چرا عاشقي؟گفتند که شعله اي در دلت داري گفتند که آتش گناه است و تو آتشي در دل داريدهانت را مي بويند مبا دا گفته باشي دوستت دارمدلت را مي پويند مبادا شعله اي در آن نهان باشدروزگار غريبيست نازنين
کاش بدونی نبودنت
یا تا ابد ندیدنت
هرگز بهانه نمیشه برای
فراموش کردنت.

شب سردي است و من افسرده.
راه دوري است و پايي خسته.
تيرگي هست و چراغي مرده.
مي كنم تنها از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غم ها.
فكر تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز كند پنهاني.
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر سحر نزديك است
هر دم اين بانگ برآرم از دل:
واي اين شب چقدر تاريك است!
خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
صخره اي كو كه بدان آويزم؟
مثل اين است كه شب نمناك است
ديگران را هم غم هست به دل
غم من ليك غمي غمناك است.
( سپهري)

عشق چیست؟عشق یعنی بندگی
عشق چیست؟عشق با تو بودن است
عشق چیست؟عشق بی تو مردن است
عشق چیست؟عشق سراسر شور است
عشق چیست؟عشق سراسرنور است
عشق چیست؟عشق یعنی عقل را از دست دهی
عشق چیست؟عشق یعنی جنون را سر دهی
عشق چیست؟عشق یعنی بودنم پهلوی تو
عشق چیست؟ یعنی آنکه نروم از کوی تو
عشق چیست؟عشق یعنی خارها را گل کنیم
عشق چیست؟عشق یعنی که هوا را پل کنیم
عشق چیست؟عشق یعنی هستیم تنها تویی
عشق چیست؟عشق یعنی مستیم تنها تویی
عشق چیست؟عشق یعنی سرنوشت یعنی سرشت
عشق چیست؟عشق یعنی که تو را با ید نوشت
عشق چیست؟عشق یعنی گل شدن زیبا شدن
عشق چیست؟عشق یعنی که من و تو ما شدن
عشق چیست؟عشق یعنی غصه را رها کنیم
عشق چیست؟دست خود را از غریبی وا کنیم
عشق چیست؟عشق یعنی دوستی و صلح و صفا
عشق چیست؟یعنی که آن خاطرات ما دو تا
عشق چیست؟یعنی روحم از بدن بیرون بود
عشق چیست؟یعنی که باید مثال لیلی و مجنون بود
عشق چیست؟عشق یعنی دیدنی بوییدنی
عشق چیست؟می توان گفتا که عشق بوسیدن
عشق چیست؟عشق یعنی عشق ساده عشق پاک
عشق چیست؟یعنی که پای پیاده روی خاک
عشق چیست؟عشق یعنی تو کنار من شوی
عشق چیست؟یعنی تو دارو ندار من شوی
عشق چیست؟عشق یعنی درد را درمان کنیم
عشق چیست؟عشق یعنی نیکی و احسان کنیم
زیر پلكت سايه بانم مي دهي؟
سوختم آيا پناهم مي دهي؟
آتشي افتاده بر جان و دلم ،
قطره آبي بر لبانم مي دهي؟
ميهمان جان جانان گر شوم ،
ميزباني را نشانم مي دهي؟
تا بياسايم دمي در پاي عشق ،
زير چترت سرپناهم مي دهي ؟
اي جواب پرسش بي پاسخم ،
عشق را آيا نشانم مي دهي؟
رو مگردان نازنين با گوشه ي چشمت بگو ،
در شرار چهره ات يك بوسه گاهم مي دهي؟
تو را به ياد آن روز
تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده
تو را به روز اول بار ديدنت
تو را به اولين نگاه عاشقانه
تو را به ياد بارون روز نيامدنت
تو را به تنهايي روز رفتنت
تو را به بوي بارون روز برگشتنت
تنهايم مگذار ديگر
گفتن لحظه آخر واسه من هنوز سواله
دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله
لحظه های با تو بودن توی قلبم می مونه
هیچ کس مثل تو بلد نیست دلمو بسوزونه
من میرم ولی تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من فراموش نمی شه


عزیزم اگه تو نباشی می میرم 
من میرم ولی باز تو بمون همیشه 
یاد تو از خاطر من فراموش نمی شه
تو خودت خوب می دونی بی تو تک و تنهام 
عزیزم اگه تو نباشی می میرم 
خدانگهدار عزیزم اما نمیشه باورم 
توی چشام نگاه نکن این لحظه های آخرم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بر فراز اشکهای قدیمی
صدای پلک حسرت را نوشتند
غروب غم زده بر دل ندایی
کجایی ای صدای آشنایی
دلم را غصه کرده خانه خود
شکسته در گلو بغض جدایی
زدم بر دل ندای عاشقانه
گرفت آخر قلبم را غم نشانه
به خود گفتم که دل را دلبری نیست
فلک را آسمان را ساغری نیست
مرا تا کی در این زندان بستند
که زندان بدتر از ترک یار و دیار نیست
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ت![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به تو گفتم زنده ام
با نفس خيال چشمات
چشماتم تنهام گذاشتن
حالا من موندمو
اشك و بغض و آه و تك ستاره تو
بگو گفتم يا نگفتم
مگه بهت نگفته بودم
بي تو روزگار من تيره و تاره
حالا يادگار من بعد
سفر كردن تو طناب داره
ديگه جون نداره دستام
آخر قصه رسيده
عطر تو مثل نفس بود
واسه اين نفس بريده
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()